0
empty-cart سبد خرید شما خالی می باشد
مبلغ کل : 0 تومان - ثبت سفارش

تعزیه و تئاتر در دوره ی قاجاریه

تعزیه و تئاتر در دوره ی قاجاریه

در دوره ی قاجاریه(1780_1919م)به طور کلی تئاتر با تحول جدیدی روبه رو گردید.نخست تعزیه به اوج خود رسید،سپس تئاتر سنتی دیگری به نام(تئاتر روحوضی)رشد نمود.


تعزیه
شبیه خوانی یا تعزیه،نوعی تئاتر مذهبی در ایران است.درباره ی پیدایش تعزیه،اسناد و مدارک صحیح و دقیقی موجود نمی باشد.مورخان زمان ظهور تعزیه را از حکومت سلسله ی ایرانی آل بویه(900-1027م)در بغداد می دانند،تعزیه در شکل معمولی آن از فاجعه ی تاریخی کربلا و شهادت امام حسین(ع) و پیروانش به دست سپاهیان یزید خلیفه ی اموی(680م)الهام گرفته است.
شبیه خوانی،تا قبل از دوران صفویه(1485م)مراحلی را طی نمود تا به شکل تکاملی آن تعزیه امروزی که ما می شناسیم رسیده است.
در اوایل،تعزیه به شکل گروه یا دسته،سینه و زنجیر زدن و حمل کردن نشانه هایی همراه با کوبیدن سنج،بدون نوحه خوانی و آواز بوده است.سپس به شکل نوحه خوانی،دسته جمعی همراه با یک یا دو نوحه خوان،ماجرای کربلا،برای تماشاگران نقل می شده است.
بعدها چند تن از شهدا نیز به نوحه خوانان افزوده شده و در آخرین مرحله با نشان دادن شخصیت امامان و مخالفان ایشان با گفت و شنود همراه به آواز به شکل نمایش امروزی در آمده است.
به صورت کلی شبیه خوانان را مردها تشکیل می دادند.مردان صدا نازک،نقش زنان را به عهده دارند،از نوجوانان و کودکان(دختران کمتر از نه سال)استفاده می شود.

تعزیه در دوره ی قاجاریه

مضمون های تعزیه مختلف است،در بعضی موضوع های تاریخی مطرح است،مانند تعزیه ی امیرتیمور و در بعضی دیگر مسائل اخلاقی مثل تعزیه ی عاق والدین،در گروهی مضامین شادی بخش عرضه می گردد.مانند:دختر قریش و حتی کمدی مضحک هم در آن میتوان یافت.
در تعزیه همانند نمایش های کلاسیک یونان و دوران الیزابت اول در انگلستان،دکور وجود ندارد.ولی از وسایل و ابزار بیش از حد لزوم استفاده می شود.به طور کلی محل نمایش دایره ای شکل انتخاب می شود و در وسط آن سکوی مدور یا مربعی قرار می دهند.طشتی از آب،به جای رود فُرات به کار می رود.وسیله ی جنگ،شمشیر،سپر،خنجر و نیزه است از حیوانات مانند اسب و شتر استفاده می شود.آلات موسیقی که در تعزیه به کار می روند،عبارتند از دهل،کرنا،سرنا،شیپور و سنج.انبیاء که لباسی به رنگ سبز یا سیاه،گاه سفید(کفن)ملبّس هستند،آواز می خوانند و مخالف خوانان که جامه به رنگ سرخ یا قهوه ای بر تن دارند شعرها را بدون آواز می گویند.گفتگوها در تعزیه منظوم(به صورت شعر)است.شخصیت شمر ملبس به لباس سرخ رنگ،شیطان لباس سرخ مسخره،دیو شلیته یا لباس رنگی خال دار است.چهره ی امامان با پارچه ی نازک سفید پوشانده می شود.افرادی که به جای زنان ایفای نقش می کنند،چهره را با پارچه ی سیاه می پوشانند و فقط چشم هایشان دیده می شود.

لباس تعزیه خوانان

تعزیه دارای قرارداد های خاص خود است،از آن جمله راه رفتن به دور صحنه و همچنین به دور خود گشتن شبیه خوان،نشانه ی تغییر مکان است.بالا بردن دست و اشاره به نوازندگان،نشانه ی سکوت است،دست بردن زنان به طرف کاه،نشانه ی وقوع مصیبتی است.
در گذشته در تعزیه به خصوص تعزیه ی مضحک از گریم چهره و صورتک استفاده می شد.مالیدن گل بر سر و صورت نشان عزاداری بود.چهره ی غلام حبشی حضرت علی را به رنگ سیاه،چهره ی شیان را به رنگ قرمز رنگ آمیزی می کردند.چهره ی مالک دوزخ،پادشاه و جنیان غیرعادی گاهی خال دار بوده،برای زخمی شدن رنگ قرمز به کار گرفته می شد.برای نشان دادن دو شیر حضرت علی(ع)از صورتک با پوشش سراسری استفاده می گردید.
شخصیت دیو نیز صورتک بر چهره می نهاد.صورتک ها از سر طبیعی بزرگتر بوده است،صورتک های موجود از پارچه،سریش،خمیر و مقوا ساخته شده و رنگ آمیزی گردیده است با شیشه محل چشم را تزئین کرده و از شاخ سر استفاده شده است.
امروزه نوعی تعزیه بر صحنه ی تئاتر اجرا می گردد که چهره ی شبیه خوانان و مخالف خوانان گریم می شود.گریم این نوع تعزیه،از تابلو های قهوه خانه ای الهام گرفته است.

تئاتر روحوضی
همانطور که قبلا اشاره شد،یکی از تئاتر های سنتی ایران که در آن گریم خاص چهره و صورتک استفاده می شد تئاتر روحوضی بود.این نمایش عموما در مجالس عروسی و جشن های خانوادگی در حیاط منزل بر می شد.معمولا در وسط حیاط،حوض آب با دیوار های کمی بالاتر از سطح حیاط قرار داشت،لذا با پوشاندن آن با قطعات تخته مکان مناسبی برای صحنه ی تئاتر فراهم می ساختند.
بدین جهت،این تئاتر(تئاتر رو حوضی)نامیده شد.

تئاتر رو حوضی

این سبک تئاتر،شباهت زیادی به کمدی های مضحک،انتقادی و خنده آور تئاتر(کمدی دل آرته)که از اواسط قرن شانزدهم میلادی شکل گرفت و تا قرن هیجدهم در اوج بود،داشت.مانند تئاتر کمدی دل آرته به شمل بدیهه سرایی،زبان عامیانه و لهجه اجرا می شد.
بازیگران را اغلب مردان تشکیل می دادند.هر بازیگر معرّف شخصیتی بود.
شخصیت مهم این نمایش،سیاه بود که غلام و نوکر خانواده به حساب می آمد.
اصل و ریشه ی شخصیت سیاه را در دوران های گذشته از شخصیت های نوروزی خوان و میر نوروزی سپس دلقکان دوره ی صفویه باید جست،شخصیت سیاه شباهت بسیار زیادی به شخصیت آرلکن(کمدی دل آرته)داشت.او همواره شوخ طبع،آزادمنش و زیرک بوده است و اغلب با تنها حربه اش،شوخی،مسخره بازی،زبان ساده،پیروز و حلّال مشکلات است،موضوع نمایشنامه ها اغلب مسائل زندگی روز بوده است.

شخصیت سیاه،میرنوروز

در این نوع نمایش،از گریم و صورتک استفاده می شد.بازیگران بر چهره آرد می مالیدند.گونه ها را با رنگ قرمز رنگ آمیزی می کردند.شخصیت پیر با مالیدن آرد بر مو،گذاردن ریش و سبیل از پشم بُز و گوسفند و یا پنبه بر چهره ظاهر می شد.شخصیت سیاه با سوخته چوب پنبه یا پوست درخت،چهره را سیاه می نمود و یا دوده را با زرده ی تخم مرغ مخلوط کرده بر چهره می مالید.نوجوانانی که نقش زنان را ارائه می دادند،بر چهره آرد می مالیدند.ابروها و چشم ها را با سرمه سیاه می نمودند.گونه ها و لب ها را قرمز می نمودند،کلاه گیس های زنانه با موی بلند یا بافته بر سر می گذاردند.در برخی از شهرستان ها به جای گریم چهره،صورتک با نقش زن به کار می بردند صورتک ها معمولا به رنگ روشن،گونه و لب ها قرمز و چشم و ابروها سیاه رنگ آمیزی می شد.صورتک ها به اسامی:گل چهره خانم و نبات خانم نامیده می شدند.گاهی نیز برای تمام شخصیت ها صورتک به کار گرفته می شد.صورتک ها به شکل کامل،تقریبا به اندازه ی طبیعی چهره با کاغذ و سریس و پارچه ساخته می شد و سپس رنگ آمیزی می گردید،شخصیت های منفی،اغلب خالدار نقاشی می شد.
پادشاهان دوره ی قاجاریه به تئاتر تئجه بیشتری می کردند.نفوذ تئاتر غرب به ایران در این دوره مشاهده می گردد.به علت روابط سیاسی و فرهنگی با کشور فرانسه نویندگان ایرانی آثاری از مولیر،نویسنده ی فرانسوی را به زبان فارسی ترجمه می کردند.اولین بنای تئاتر به کمک مزین الدوله برای سیصد تماشاگر در دارالفنون دائر گردید.این تماشاخانه،مخصوص پادشاه و درباریان بود.در اواخر این دوره،اولین شرکت نمایش به نام "فرهنگ" به اهتمام گروهی از روشنفکران،نویسندگان و هنرمندان تاسیس گردید،که به وسیله ی آن نمایشنامه های سیاسی-اقتصادی به معرض نمایش گذارده شد.
پس از مشروطیت،نویسندگان خود،نمایشنامه های سیاسی-انتقادی نوشتند.با به هم پیوستن هنرمندان و نویسندگان،اولین تئاتر دوره ی حاضر به نام "تئاتر ملی" تاسیس گردید.
از آغاز قرن (14ه ش) فعالیت تئاتری در گوشه و کنار غالب شهرهای ایران نمودار گشت و موسسات نمایشی دائر گردید.
از نمایشنامه نویسان معروف و مشهور این دوره حسن مقدم(1278-1304ه.ش) با نمایشنامه ی جعفرخان از فرنگ آمده،رضا کمال شهرزاد(1277-1316ه.ش)با نمایشنامه ی شب هزار و یکم و صادق هدایت(1281-1330ه.ش) با نمایشنامه ی افسانه ی آفرینش،به تئاتر ایران رونق بخشیدند.
گریم در اوایل دوران حاضر بازیگران،گریم چهره را مانند گذشته با مواد ابتدایی انجام می دادند.
با وارد شدن لوازم آرایش،بازیگران فن های چرب آرایش را برای رنگ زمینه ی چهره،مداد به رنگ قهوه ای و سیاه را برای چشم و ابروها و نیز خطوط چهره،رژلب و روژگونه را برای رنگ کردن لب ها و گونه وسیله ی گریم قرار دادند.موهای طبیعی برای ساختن کلاه گیس به کار گرفته شد.

لوازم آرایشی

با نفوذ تئاتر غرب و اجرای نمایش به سبک های مختلف و نیز تاریخی،تحولی نیز در گریم تئاتر ایران پدید آمد و از شخصیت سازی و شبیه سازی بر چهره ی بازیگر استفاده گردید.صورتک های کامل انسان یا حیوانات نیز وسیله ای برای ارائه ی نقش بر صحنه گردید.

مشخصات

تعزیه و تئاتر در دوره ی قاجاریه

امتیاز کاربران به :

تعزیه و تئاتر در دوره ی قاجاریه

شما هم می‌توانید در مورد این مقاله نظر بدهید.

افزودن نظر جدید
نظرات کاربران (0 نظر)

پرسش و پاسخ :

پرسش خود را مطرح کنید

پرسش ها و پاسخ (پرسش ها 0)